یادش بخیر ، قلب تو بود برای من سنگ صبور
می خواستم عاشقت کنم ، هر جور شده حتی به زور
حالا که نیستی لااقل تسکین به قلب من بده
اون که نخواست پیشم باشی ، حالا کجاست ؟ ؟ صبرم بده
یادته که زیر بارون تو دعا کردی بمیرم
منم قول دادم که دیگه عکستو بغل نگیرم
تو دعات گرفت و مردم اما عاشقم هنوزم
با همون یه قاب عکست ، می گذرونم شب و روزم
لحظه های آخر تو می ره از یادم به سختی
بدرقت اومدم اما دست تکون ندادی رفتی
یه دلخوشی دارم هنوز ، حالا که دارم می میرم
هر وقت که بارون بباره ، تو رو کنارم می بینم
نگاه به چشم خیس من ، به عشق پاکم نکنید
رفیق من رفته سفر ، چند روزی خاکم نکنید..........

خودت میدونی ، میدونم ... دلیل رفتنت چی بود
اما میتونستی نری ... چرا میگی قسمت نبود ؟؟
اگه قسمـت نبـود چـرا تـو مونــدی
خــدا چــرا مــارو بهــم رســونـدی
اگه مـــیدونستی یــه روزی مـیری
چـرا روزا رو تـا اینجـا کـشوندی ؟؟؟
چی بودم ، چی شدم به خاطـر تـو
ولی پشت دلـم رو خـالـــی کــردی
حـالا اسمـت مـیاد گـــریم میــگیره
نمــیدونـی کـه با دلـم چــه کــردی
اگــه در حــق تو خـــوبی نکــــردم
بدون کـه خالی بود دسـتای سردم
ولی من در عوض هر چی که بودم
بــا احـسـاسـات تـو بــازی نکـــردم

اگرچه می دونــم دوســم نــداری
به هـر در مـی زنــم تنهــام نــزاری
اگــر پـای کســی هــم در مــیونه
بـــزار اســمت اقــلا روم بمـــونـــه
دم آخر بزار دسـت تـوی دســتام
بـــزار بهت بگـــم دردم چــی بوده
فقط لطفی کن و حـــرفامو بشنو
شـــاید دیگــه نگی قسمت نبوده
اگه تصمیــــــم رفتـــنو گـــرفتی
ببخــش اگه پشیــمونت نکــــردم
آره من واســــه تو کــم بودم اما
با احسـاسـات تـــو بازی نکــــردم
رفیقا می گن فراموشت کنم
هر کدوم یه جوری دل می سوزونن
دل می سوزونن اما نمی دونن
دل می سوزونن اما اینو نمی دونن
نمی تونم ، آخه پیچیده تو جونم عشق تو ، برده امونم
نمی تونم ، نمی تونم
نمی دونم تو چی کار کردی با من ، مهربون نا مهربونم
که هنوزم نمی تونم ، نمی تونم
زندگیمو به تو می رسونم اما نمی شه
اما نمی شه ، اما نمی شه
عیبی نداره ، بی تو می مونم اما نمی شه
اما نمی شه ، اما نمی شه
تو رو پیدات می کنم ، دورت می گردم
حتی یک لحظه فراموشت نکردم

دلم هواتو کرده نازنینم
تو عشقت
اولین و آخرینم
می خوام برگردی و پیشم بمونی
واسم از عشق و عاشقی
بخونی
دل و هوایی کردی و نگفتی که چی می
شه
می دونم رفتی و پیشم نمی یای تا همیشه
تو که حرف دلت عشق و امید و آرزو
بود
بدون که عشق عاشق از ندیدن کم نمیشه
شبام سرد و چه تاره دلم چه بی
قراره
از اون روزی که رفتی دیگه آروم نداره
اگه عاشق بودیم با هم می
موندیم
سرود زندگی با هم می خوندیم
ولی رفتی و پیش هم نموندیم
تموم نامه
هامون و سوزوندیم
بازم دیر نشده برگرد به خونه
بذار حرمت عشقمون بمونه
می
خوام با دستای قشنگ و نازت
بسازم خونمون و عاشقونه
دلم هواتو کرده نازنینم
تو عشقت
اولین و آخرینم
می خوام برگردی و پیشم بمونی
واسم از عشق و عاشقی
بخونی
بازم دیر نشده برگرد به خونه
بذار
حرمت عشقمون بمونه
می خوام با دستای قشنگ و نازت
بسازم خونمون و
عاشقونه

گرچه بازم تو نیازم لحظه هامو بد میبازم
واسه این چشای خیسم به تو مدیونم
این که از غم مینویسم به تو مدیونم
اینکه بی جونم و سردم
اینکه بی روحم و زردم
پی ارامشی که بردی و من پیش میگردم
به تو مدیونم غرورم و شکسنتی عین شیشه
به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه
به تو مدیونم منو دادی به این بها، بهانه
به تو مدیونم واسه بغض عمیق این ترانه
به تو مدیونم شکستی حرمت شب و من و ماه
به تو مدیونم کم اوردی و رفتی اول راه
به تو مدیونم عزیزم واسه این حال مریضم
اگه مثل برج سنگی جلوی چشمات میریزم به تو مدیونم
به تو مدیونم غرورمو شکستی عین شیشه
به تو مدیونم که کشتی دلمو واسه همیشه
واسه اینکه تو خجالت محبتات نمونم
جونمو میدم و میبینی پای حرفم میمونم

دور تو بگردم و این دلو مجنونت کنم
آسمون بشم برات ستاره بارونت کنم
یه جون خالی دارم می خوام که قربونت کنم
دوست دارم کفتر بشم تو آسمون پر بزنم
برم و تو اوج عشق سری به دلبر بزنم
بشینم رو بوم یار لونه و چنبر بزنم
اگه روم درو وا نکرد تا به سحر در بزنم
همیشه با این که این دل نگرونه
یه بهار پشت زمستون و خزونه
می دونم خدای ما که مهربونه
ما رو باز به هم دوباره می رسونه
دوست دارم با تو باشم تا باشه دنیا
هم تو بیداری و هم تو خواب و رویا
واست آواز بخونم مثل قدیما...
" گل اومد بهار اومد می رم به صحرا ..........

می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم
دیدم خود خواهیه ، دیدم نمی تونم
تحمل می کنم بی تو به هر سختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی
به شرطی بشنوم دنیات آرومه
که دوسش داری ، از چشم هات معلومه
یکی اونجاست شبیه من ، یه دیوونه
که بیشتر از خودم ، قدر تو رو می دونه
چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم
تو می خندی ، چه شیرینه گذشتن
تازه می فهمم ، تازه می فهمم
تو رو می خوام ، تموم زندگیم اینه
دارم می رم ، ته دیوونگیم اینه
نمی رسه به تو حتی صدای من
تو خوشبختی ، همین بسه برای من
پای من جوونیتو هدر نکن دلبر ناز
باخت من کافیه تو دیگه پای من نباز
توی قلب مهربونت واسه من خونه نساز
منه بازنده رو خوب ببین برو تنهام بزار
من یه پاییزیمو ولی تو چی گل بهار
دل به کی بستی عزیزم ؟! به منه بی کس و کار
قدر دنیا رو بدون لحظه هاشو حروم نکن
برو و دو روز دنیا رو با من تموم نکن
من و باز با اشکهای قشنگت رو بروم نکن
من و باز با اشکهای قشنگت رو بروم نکن
آخه من خودم ته راه دیدم سیاهیه !!!
آخر این همه عشق و عاشقی تباهیه !؟!؟
انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه
انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه
انگاری تو تنگ این دنیا جای یه ماهیه

پ.ن : جواب "صاحب سابق" رو تو نظرات مطلب قبل دادم حتما بخونه
می شه خدا رو حس کرد،تو لحظه های ساده
تو اضطراب عشقو گناه بی اراده
بی عشق عمر آدم بی اعتقاد می ره
هفتاد سال عبادت یک شب به باد می ره
وقتی عشق آخر تصمیم شو بگیره
کاری نداره زوده یا حتا خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق،عاشق تر از همیشه
هرچی محال می شد،با عشق داره می شه... انگار داره می شه
عاشق نباشه آدم،حتا خدا غریبه س
از لحظه های حوا،هوی می مونه و بس
نترس اگه دل تو از خواب کهنه پاشه
شاید خدا قصه تو از نو نوشته باشه
وقتی که عشق آخر تصمیم شو بگیره
کاری نداره زوده یا حتا خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق،عاشق تر از همیشه
هرچی محال می شد،با عشق داره می شه


